أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

173

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

باشى . اگرچه والدهء ابراهيم خواست او را به اين مقالات تكدّر آميز تهديد كند ؛ ولى حضرت ابراهيم دنبالهء سؤالات حقه خود را از دست نداده استفسار كرد . اى والده چهرهء من لطيف‌تر است يا چهرهء تو ؟ آيا صورت تو بهتر است يا صورت پدرم آزر ؟ آيا گونه‌هاى پدرم آزر اجمل است يا گونه‌هاى نمرود ؟ ادنى گفت : اى پسر چهرهء تو از چهرهء من ، صورت من از صورت آزر ، و گونه‌هاى او از گونه‌هاى نمرود احسن و اجمل است . حضرت ابراهيم در جواب اظهار نمود اكنون كه تو خالق من و پدرم خالق تو و نمرود خالق پدرم مىباشد ، پس چرا تو خود را از من بهتر و آزر خود را از تو نيكوتر و نمرود خود را از پدرم جميل‌تر نيافريدند . اگرچه حضرت ابراهيم خواست به اين مقالهء دقيقه بطلان اعتقاد والدهء خود را توضيح و بيان كند ولى ادنى باز جواب سابق را داده و او را به شهر آورد . و ماجراى واقعه را كما جرى براى زوج خود آزر [ نقل و ] حكايت كرده و گفت : گمان مىكنم همان وجود هدايت نمود كه به ظهور آن اديان اهل زمين محو و ناياب شده و بنيان سلطنت نمرودى مضمحلّ و خراب خواهد گرديد اينك اين پسر تو خواهد بود . در نزد بعضى حضرت ابراهيم را پدرش آزر از غار بيرون آورد . چون بودن پسر خود را در غار از زوجه‌اش استنباط كرد براى اينكه نمرود عنود را يك خلوص و ارادت مخصوصى گردد به نيّت قتل و تلف نمودن آن مولود مسعود به غار رفت . و به حكمت حضرت ربّ رحيم شيفتهء جمال حضرت ابراهيم شده او را اظهار مودّت و نوازش فوق العاده نموده و با او شروع به مكالمه كرد . منظومه گو كلمى آزر ازر ابراهيم * حسن ايله الدك اختيارى دكل بنى بر آتشه برا قدك كيم * ناز نمرود آنك شرارى دكل